|
|
|
|
دوستت می دارم بیشتر از آنچه تا به حال داشته ام . مرا ببین ، فقط همین پناهم بده در آغوش سرد بسته ات پناهم بده با نگاه تیز خیره ات ! گوشهایم را از صدای سکوتت پر کن . دوستت می دارم به تعداد بوسه هایمان ! به شاخه گلهایی که به من هدیه دادی ؟!! دوستت می دارم آنقدر که دوست داشتن را می دانی دوستت می دارم هزار بار بیشتر از آنچه دوستم داری …! و هزار هیچ ، همان هیچ است … دوستت می دارم هزار بار بیشتر از…! آبهای رفته چگونه به جوی باز خواهند گشت؟ از راه یاد... یا از راه درد؟! تنهایی می آید چون نو عروسی، نامش دنیاست ... تنهایی به روی ما می خندد، نامش عشق است... تنهایی ما را در آغوش می گیرد، نامش مرگ است! من با تنهایی خود، بلوری تراشیده ام به ابعاد جهان و آنرا در دریای اشک خود رها کرده ام ...! در انتظار پیامی بودم از یک گل...! که صدای همهمه ی باد آمد و غرش رعد و ریشه ی انتظار در خشم طوفان خشکید...! آیینه ها تو را همراه خود برای شکستن می بردند! و نمی دانستند که خود نیز در پای تو فرو خواهند ریخت... خواهم رفت ، چشم به راه... و پایم دنبال دلم خواهد رفت! دلی که در راه ، خود را گم کرد. بی نفرت به سوگ می نشینم ... وداع طولانی کوتاه، آغاز گشته است ...! خیراتم کنید تا نگندیده ام ! این پرتقال ، بدرد اغفال هیچ حوایی نمی خورد...! بره ی بازیگوش زمان می آید علفهای هرز تنهاییم را می چرد! تنهاییم رشد می کند ... تنهاییم گل می دهد ... و این گل ، چه بوی مرگ می دهد ...! دوستت می دارم دوستت می دارم همچو تشنه ای ، لیوان آبی همچو دیوانه ای ، زنجیری همچو درختی ، تبری و همچو آتشی ، هیزمی ... صدای نفس هایم را با تیغ ریش تراشی ، بریدم ! و خون آه م به دیوار سکوت پاشید ... همه ی آه م ، قطره قطره فرو چکید ! و تو ، گوسفند رابطه را ، در پای نگاه خیسم ، با چاقوی برنده ی ، تردید ...!! سر بریدی . و نمی دانستی ، شغال زمان ، عنقریب سر خواهد رسید ! و پوستین خاطره ها ، برای فصل سرد جدایی ، گرم نیست ...! عزیز دوستتون دارم + نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387 12:50 توسط نوید |
|