|
|
|
|
من غم را در سکوت. سکوت را در شب. شب را به خاطره اندیشیدن به تو دوست دارم. من زندگی را در عشق . عشق را در قلب. و قلب را به خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم. من اندوه را در اشک اشک را در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم. من عشق را درسکوت . سکوت را در تنهایی . تنهایی را به خاطره تپیدن قلب. تپیدن قلب را برای تو دوست دارم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
ترابا تمامي اندوه نهفته در وجودت دوست مي دارم...
اگرچاره اي جز نابودي من نداشته باشي...
خودرا از دستان تو نخواهم رهاند...
باتمام توان ترا در آغوش خواهم فشرد...
بگذارتا شعله هايت مرا بسوزاند...
بگذارتا در آتش اين نبرد...
معماي وجود ترا ژرف تر دريابم ...!!!
می خوام یواش یواش دیگه برم دیگه حسش نیست همتونو دوس دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387 8:26 توسط نوید |
|